نظر علي الطالقاني
273
كاشف الأسرار ( فارسى )
مىكنند . 215 مؤلّف گويد كه همين حديث شريف مشتمل است بر تعدّد رجعت كه اوّل فرمود بيرون آيم از زمين با امير المؤمنين ( ع ) بعد فرمود فرود مىآيد ، يعنى از آسمان ، محمّد و على و من و برادرم ، تا آنجا كه فرمود و شمشير خود را به دست قائم ما مىدهد پس بعد از آن آنچه خدا خواهد مىمانيم پس بيرون آورد خدا آن چشمهها را . از اين دو لفظ پس و سياق كلام ظاهر مىشود كه بيرون آمدن چشمهها چقدر طول مدّت دارد نسبت به اوّل رجعت . بعد فرمود پس آنگاه حضرت امير شمشير حضرت رسول ( ص ) به من دهد . و ظاهر است كه اين رجعتى است ديگر به قرينهء انضمام اين فقره با فقرهء پيش كه فرمود آنچه خدا خواهد مىمانيم يعنى بعد مىرويم ، و به قرينه آنچه بعد فرمود پس هر حيوان حرام گوشت كه باشد بكشم و به غير طيّب و نيكو نماند و هر شيعه كه باشد ملكى خاك از روى او پاك نمايد و زنان و منزل او را در بهشت به او نمايد . و ظاهر آن است كه ملائكه به زندههاى شيعه مىنمايند منزل بهشتى ايشان را و مراد از پاك كردن خاك تلطيف و ترقّى و رفع حجاب است و عجيبتر از همه آن فقرهء آخر است كه از زمين و ما فيها چيزى بر شيعيان ما مخفى نماند و به الهام الهى خبر از باطن اهل خانهء خود داشته باشد . و در زمان ظهور فرمودند كه مردان و زنان شيعه به كتاب و سنّت خدا حكم مىنمايند و فرمودند كه درندگان هستند و لكن اذيّت نمىكنند و ميان گرگ و ميش صلح است . و اينجا فرمودند به غير اشياء طيّب و نيكو در زمين نماند يعنى جميع درندگان و حرام گوشت و بد آواز بلكه گياه مضرّ و تلخ و بد بو و خار و خاشاك ، همه بر طرف شوند . ببين تفاوت ره از كجا است تا به كجا . خلاصه در اين حديث شريف نمونه بيان فرموده از رجعت نسبت به زمان بسيار و قرنهاى بيشمار و در چندين احاديث فرمودند كه سيّد الشهداء با اصحابش رجعت مىكنند و در اين حديث و امثال او فرمودند اوّل كسى كه رجعت نمايد او است تنها ، و اينها نيست مگر به تعدّد و بسيارى رجعات . و صادق ( ع ) فرمود گويا مىبينم كه كرسيى از نور بگذارند و بر آن نصب كنند قبّهاى از ياقوت سرخ مكلّل بسيار جواهر ، و حضرت امام حسين ( ع ) بر آن كرسىّ بنشيند و بر دور آن كرسىّ نود هزار قبّهء سبز بوده باشد و مؤمنان بيايند و آن حضرت را زيارت نمايند و بر او سلام كنند ، پس حقّ تعالى خطاب كند ايشان را كه اى دوستان من آنچه خواهيد